تبليغاتX
تنهاترین ستاره
خیلی دوستت دارم تقدیم به ستاره
سلام

از این که ما رو قابل دونستید و به ما سر زدید خوشحالیم

منتظر نظرات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم.

 

دسترسی به بخش های مختلف وبلاگ

عاشقانه های خودم
نوشته های عاشقانه
خودم و خاطراتم
مادر
سلیقه ی خودم
آهنگهایی دوست داشتنی
روانشناسی
جوک و پیامک
ایران سرای من است
مناسبت ها
آلبوم عکس
آبیته

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 13:53  توسط مهدی  | 
ای خدا دلگیرم ازت    آی زندگی سیرم ازت

آی زندگی می میرم و عمرم رو می گیرم ازت

این غصه های لعنتی از خند ه دورم می کنند

چه لحظه های خوبیه  ثانیه های آخره 

 فرشته مردن من منو از اینجا می بره

این روزگار لعنتی تلخه بهش هر چی بگم

من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 20:36  توسط مهدی  | 
سلام  به همه دوستان عزیز

امیدوارم که همگی شادو خندان باشین من این چند وقت نتونستم مطالب جدید بنویسم از این بابت عذر میخوام از همگی شما عزیزان همیدوارم بتونم بعد از استراحتی که داشتم بتونم با مطالب جدید و ر ثمرتری در خدمت همه شما سروران عزیز و محترم باشم .

انشا الله

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 21:52  توسط مهدی  | 
سلام به بهترین عضو خانواده

قدم نو رسیده مبارک باشه امیدوارم که خوش قدم باشه قدمش همراه با شادی و برکت برایتان باشه تولد غزل خانم را به شما و همسر مهربانت تبریک میگم دوستدارتان مهدی.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:2  توسط مهدی  | 
سلام

فرا رسیدن قیام پانزده خرداد و همچنین رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی را به شما همه مردم شریف ایران تسلیت میگویم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 9:54  توسط مهدی  | 
گذر از حقوق بگیری و رسیدن به خود اشتغالی

یک خانم چهل ساله چند روز پیش مشغول صحبت کردن در مورد ناامیدی های شغلی اش بود. او می گفت: "از کار کردن برای یک نفر دیگر خسته شده ام. دلم می خواهد روی پای خودم بایستم، از طرف دیگر باید خرج یک خانواده را تامین کنم و دلم نمیخواهد با ایجاد یک شغل جدید، از کار قبلی خود در بمانم و خانواده ام را مجبور کنم که با استاندارهای زندگی پایین تری روبرو شده و زندگی سختی را دنبال کنند."

در وهله اول هر کس باید برای خود معین کند که تا چه میزان می تواند فداکاری کند و قابلیت پذیرش ریسک را دارد. البته در این مورد، آگاهی از استراتژی هایی که میتوانند ریسک های موجود را به خوبی مدیریت کند، امری ضروری به شمار می رود. با احتساب به این امر می توانید تصمیمات خردمندانه تری را اتخاذ نمایید.

1- به درآمد زایی خود ادامه دهید

شاید در نظر اول صرفنظر کردن از شغل فعلی و شروع یک حرفه جدید تنها فکری باشد که در زمینه خود اشتغالی به ذهنتان خطور می کند. شاید به نظرتان برسد که ممکن است کارفرما با کاهش ساعات کاری شما موافقت نکند. باید یک دورنمای کلی از ارزش ها و مهارت های خود داشته باشید و ببیند شرکت فعلی، برای انجام چه کارهایی بر روی شما حساب باز کرده. پس از یک بررسی دقیق و موشکافانه می توانید تقاضای خود را با در دست داشتن مدارک کاملاً منطقی نزد کارفرمای خود مطرح کنید.

در این میان مقوله زمان بندی نیز از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. شما میخواهید کارفرمای خود در جریان این امر قرار دهید که قصد ترک کار خود را دارید، پس بهتر است زمانی این پیشنهاد را مطرح کنید که او از هر نظر آمادگی دارد و احتمال آنکه به شما جواب منفی بدهد تا حد بسیار زیادی پایین است.

2- یک منبع درآمد دیگر برای خود درست کنید

اگر تصمیم به ترک شغل فعلی خود را گرفته اید، آیا مهارت و یا دانش دیگری دارید که بدون صرف هزینه بالا و مقدار زیادی زمان و انرژی بتوانید درآمدی برای خود دست و پا کنید؟ برخی از وب سایت ها هستند که می توانند در کوتاه مدت برای پیدا کردن کارها موقتی به شما کمک کنند.

3- هزینه های جانبی را کاهش دهید

جدا از هزینه های ثابت، مانند: اجاره خانه، مالیات، بیمه و ... یک سری خرج های جانبی هستند که می توانند تا حد زیادی بودجه خانواده را تقلیل دهند. می بایست یک بررسی کلی بر روی هزینه های اینچنینی انجام پذیرد. باید ببینید که از چه اقلامی می توانید فاکتور بگیرید. با انجام این کار در آخر سال متوجه می شوید که تا چه حد توانسته اید پس انداز کنید.

در این میان یک سری هزینه های پنهان نیز وجود دارند، مانند: نرخ سود کارت های اعتباری، هزینه هایی که بانک برای انجام امور مالی دریافت می کند، جریمه های دیرکرد در پرداخت، بدهی های شخصی معوقه و غیره. با شناسایی چنین مواردی باز هم می توانید میلیون ها تومان پول بیشتری پس انداز کنید.

3- وام بگیرید

پیش از آنکه حرفه جدید شما آنقدر پیشرفت کند که بتوانید وام بگیرید، باید به هر حال مقداری پول را به صورت قرضی به طریقی که می دانید، دریافت کنید. آیا تشکیلات جدید کاری شما نیازمند یک سرمایه اولیه است؟ رهن خانه و گرفتن وام از روی آن میتواند یکی از راههای مطمئن در تهیه سرمایه ابتدایی شرکت باشد. همچنین با توجه به میزان اعتبار سپرده های بانکی خود می توانید از بانک ها وام های کوتاه مدت با بهره پایین بگیرید.

اگر این راه را انتخاب می کنید بهتر است قبل از اینکه از شغل فعلی خود کناره گیری کنید آنرا انجام دهید. اعتبار شما در طول زمانیکه در جایی مشغول به کار هستید خیلی بیشتر است.

هیچ دلیلی برای تعلل وجود ندارد!

هیچ ایرادی ندارد در حالیکه هنوز استخدام یک شرکت هستید و از آنجا حقوق می گیرید، سعی کنید حرفه و تجارت جدید خود راه بیندازید.

بسیاری از کارهای مفیدی که در این مقاله به برخی از آنها اشاره می کنیم را می توانید در همان زمانی که در صف خوار و بار فروشی ایستاده اید و یا بر روی ترد میل در حال دویدن هستید، انجام دهید و هیچ نیازی به صبر و تعلل هم ندارید. باید از خودتان چند سوال اساسی بپرسید و موضع اصلی خود را نسبت به ایده های شخصی تان روشن کنید. این کار ممکن است چند هفته به طول بیانجامد.

5- قابلیت های خود را معین کنید

ببینید در چه کارهایی بهتر از سایرین عمل می کنید. ببیند علاقه دارید که چه کارهایی را انجام دهید. بر روی این مسئله دقیق شوید و بر روی جزئیات آن تمرکز کنید. کلیه موارد را بر روی کاغذ یادداشت کنید. ببینید چه گروه سنی و یا تحصیلی و به طور کلی چه قشری بیش از سایرین می توانند از خدمات شما استفاده بهینه ببرند، تعیین کنید که چه افرادی از عهده ی هزینه های مالی خدمات شما برمی آیند و پول کافی برای ارائه دادن در اختیار دارند. مجدداً باید تاکید کنیم که بر روی این مسئله نیز باید ریز بین شوید: سن مراجعین، این افراد را کجا می توانید پیدا کنید، عادات و ارزش های آنها چه هستند، مشکلاتی را که قرار است خدمات شما آنها را حل کند، چگونه مطرح میکنند. اگر هم پاسخ هیچ یک از این سؤالات را نمی دانید، پس بهتر است سؤال کنید. یک نفر را به عنوان "ارباب رجوع دلخواه" انتخاب کنید (ممکن است این فرد همان کسی باشد که در باشگاه بر روی تردمیل بقلی شما در حال ورزش کردن است) و از او تقاضا کنید تا به چند سؤال شما پاسخ دهد. مردم اغلب تمایل دارند که مثمر ثمر باشند و مطمئن باشید که به سؤالات شما پاسخ خواهند داد.

6- برنامه بازاریابی خود را طراحی کنید

با شنیدن واژه "طرح بازاریابی" نترسید. البته با توسعه تجارت باید بدانید که پی ریزی طرح بازایابی اندکی دشوار خواهد شد، اما در حال حاضر در ابتدای راه هستید؛ به همین دلیل بهتر است که اول از خودتان این سؤال را بپرسید: چه کاری باید انجام دهم که از این حرفه پول بدست آورم؟ سپس فکر کنید که چه خدماتی ارائه می دهید و یا قصد فروش جه اجناسی را دارید؟ کالا و خدمات خود را به چه صورت معرفی می کنید تا مردم بتوانند درک صحیحی از آنها داشته باشند؟ کالاهای خود را چگونه بسته بندی می کنید؟ نحوه قیمت گذاری کالاها به چه صورت خواهد بود؟

7- مدیریت ترس ها!

برای بیشتر افراد، پذیرفتن ریسک کاری که صحبت پول در آن باشد، قدری ترس و هیجان با خود به همراه دارد. باید به خودتان بقبولانید که باید تا حدودی ریسک پذیر باشید و آماده پذیرایی از خطر ها شوید.

 

بنابراین باید بدانید که احساس ترس یک مقوله کاملاً عادی و طبیعی است و باید دنبال راهی باشید که بتوانید آنرا به درستی کنترل و هدایت نمایید.

پشتیبانی و حمایت افرادیکه به شما ایمان دارند، می تواند یکی از تاکتیک های بسیار مهمی در مدیریت ترس های فردی شما به شمار روند. البته لازم به ذکر است که این نوع پشتیبانی را حتماً نباید از سوی افرادی که رابطه فامیلی نزدیکی به شما دارند دریافت کنید و نباید تصور کنید که اگر یک چنین حمایتی وجود نداشته باشد، نمی توانید به راه خود ادامه دهید. به هر حال باید بر طبق برنامه ای که ریخته اید جلو بروید و تصمیمات خود را به مرحله اجرا درآورید. پشتیبانی و حمایت نیز به مرور زمان به وجود خواهد.

یکی دیگر از راههای رسیدن به موفقیت در شروع یک حرفه جدید این است که یک هدف معین را در ذهن خود برنامه ریزی کنید و برای تکمیل آن یک وقت مشخص را در نظر بگیرید. بعد هم این موضوع را حداقل با یک نفر در میان بگذارید. با این کار خودتان را مقید می کنید که فعالیت اقتصادی را در زمان مورد نظر تکمیل کرده و به پایان برسانید. این امر بر میزلان اعتماد به نفس و انرژی درونیتان می افزاید.

به تمام افرادی که از کار کردن برای فرد دیگری خسته شده اند و تمایلی به عضویت در گروه ارکستر را ندارند و ترجیح می دهند تک نوازی کنند، پیشنهاد می کنیم که این 7 استرتژی را در مورد فعالیت اقتصادی جدید خود به کار گیرند. قدم های اولیه را باید با احتیاط و در عین حال با نوعی حس مثبت گرایی بردارید و اهداف را در ذهن خود به روشنی به تصویر کشید تا به موفقیت دست پیدا کنید.

موفق باشید!

ازومند آرزوهایتان مهدی به امید روزی همه سر کار و مغازه خودشون باشن.

امین یا رب العالمین

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:5  توسط مهدی  | 

دستت را به من بسپار تا از گرمي آن وجودم را پر كنم

 

گوشت را به من بسپار تا زمزمة عشق را در آن جاري كنم

 

شانه ات را به من بسپارتا آن را تكيه گاه تنهاييم كنم

 

قلبت را به من بسپار تا آن را در هاله اي از نور نگهداري كنم

 

صدايت را به من بسپار تا مهربانيت را تدريس كنم

 

چشم هايت را به من بسپار تا تازگي عشق را در آن پيدا كنم

 

جسمت را به من بسپار تا مادام آن را گل باران كنم

 

همه را به من بسپار تا معني خواستن را ياد بگيرم

 

و ياد بگيرم چگونه با وجود تو در حضور عشق خود را بازيابم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:42  توسط مهدی  | 

آنگاه که نگاهت را به سوی چشم هایم با معجزه ی عشق چرخاندی ، من صید عشق تو گشتم و در دام عاشقی به جای دست و پا زدن آرام به صدای قلبم گوش دادم .

مهربانم ! نگاهت پلک های مرا از حرکت باز ایستاد و ضربان قلبم از یکنواخت زدن نجات داد و تو در وجود من جایگاه عظیمی همچون شاهزاده بر تخت فرمانروایی پیدا کردی و بر بلندای خانه قلبم نشستی و من همچون سربازی سر به سجده ی عشق تو بودم و حال از تو فرمان می گیرم .

ای مهربانم ! آغوش گرمت سردی تن رنجورم را خنثی می کند و هنگامی که با عشق بر گیسوانم دست می کشی و با برق نگاهت دلم را ناز می کنی من عطش عشق تو را در درونم دو چندان می بینم و شوق دیدارت مرا امید زنده بودن می دهد و من آسوده ، که در این دنیای بزرگ قلبی به یاد من در جسمی پر از عاطفه می تپد .

عزیز جان ! تمام وجودم به رهت وجودی نا قابل است در برابر عظمت تو .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:39  توسط مهدی  | 

 تو را دوست میدارم نمی دانم چرا
شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من
حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد
ولی سخت در این مكتوب فرو نشسته ام
چه كسی مرا دوست می دارد ؟
ای فرشته نازل شده بر چشمانم
ای شقایق زندگی ام
ای تنها ستاره آسمان قلبم
ای زیباترین زیباییهای محبت
ای بهانه خواب شبهایم
ای تنها نیاز زنده بودنم
ای آغاز روز بودنم
ای نیمه پنهان من
و تو ای معشوقه من
تو را با تمام وجود
دوست دارم و
می پرستم
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:37  توسط مهدی  | 
 

 

چقدر دلم هوای بارونو کرده بود

چقدر صدای نم نم بارون و قدم زدن تو اون حال و هوا رو دوست دارم.

 

بــــــــــــــه! چه کیفی می ده وقتی ریز ریز داره بارون می یاد. یه دفعه دلتو می زنی به دریا و می ری زیر بارون و یاد جوونیهای مردم می افتی (نه که خودت دیونه و جوونی، باید یاد جوونی بقیه بیفتی تا بهت بیشتر حال بده! هاهاها)

 

بالاخره بعد از روزها انتظار، دیروز و امروز بغض آسمون ترکید و ما دونه های اشکشو دیدیم. و چه عجب که دیدن اشکاش ما رو خیلی خوشحال کرد.خیلی زیاد.

چقدر سنگدل شدیم ما آدما!

از کی تا حالا دیدن اشکی باید ما رو خوشحال کنه؟ اونقدر خوشحال که هوس قدم زدن زیر بارون چشاش به سرمون بزنه؟ تازه دلمون هم بد جوری هواشو کرده باشه، هوای دیدن چشای بارونی آسمون!

 

نکنه آسمون ذوق زده شده و از خوشحالیه که داره می باره؟ آخه واسه چی؟ خبری شده؟ کسی چیزی بهش گفته؟

اما نه، من دل نگرونم، نکنه آسمون دلش گرفته و داره واسه تنهائی خودش می باره؟ نکنه قراره طوری بشه و از غصه اشکاش در اومده؟

آخه چی شده که یه دفعه بغضش ترکید؟ مگه کسی چیزی گفته؟ رنجوندنش؟ غصه منو داره یا شما رو؟ واسه من داره گریه می کنه یا واسه شما؟ یا اینکه واسه تنهائی خودش؟ یا نکنه آفتاب و مهتاب چیزی بهش گفتن و دل نازکش رو شکوندن؟

نه بابا، فکر کنم کسی زیر گوش ابرای آسمون گفته: آخه کجائی نامهربون؟ چرا سری به ما نمی زنی؟! و اون وقته که دلش از بی وفائی خودش گرفته و داره نم نم می باره؟

 

راستی؟

یه روزی کسی واسه دیدن اشکای ما هم دلش تنگ می شه؟

یه روزی کسی دلش هوای چشای بارونی ما رو می کنه؟

یه روزی کسی دلش پر می زنه واسه دیدن نگاه بی قرار ما؟

یه روزی کسی ...

 

بارونی باشید. زلال و پاک!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:31  توسط مهدی  | 

شاید اینجوری .....

شاید اونجوری که باید ، قدرتو من ندونستم . حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم . نتونستم

ستاره دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:2  توسط مهدی  | 

یک رنگی و بوی تازه از عشق بگیر
پر سوز ترین  گدازه  از  عشق بگیر
در هر نفسی که میتپی ای دل من
یادت نرود اجازه از    عشق     بگیر

ستاره دوستتدارم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:53  توسط مهدی  | 

داستان مادر

embarrassment.
مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود


She cooked for students & teachers to support the family.
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت


There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me
یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed.
How could she do this to me?
خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said,
"EEEE, your mom only has one eye!"
روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره

I wanted to bury myself.
I also wanted my mom to just disappear.
فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم . كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..
كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...

So I confronted her that day and said, " If you're only going to make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟

My mom did not respond...
اون هیچ جوابی نداد....

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.
حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

I was oblivious to her feelings.
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married.
I bought a house of my own.
I had kids of my own.
اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...
I was happy with my life, my kids and the comforts
از زندگی ، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم

then one day, my mother came to visit me.
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من

She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو

When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو
دعوت كرده كه بیاد اینجا ، اونم بی خبر

I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!"
GET OUT OF HERE! NOW!!!"
سرش داد زدم ": چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!"
گم شو از اینجا! همین حالا

And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.
اون به آرامی جواب داد : " اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی
اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد .

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore.
یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار
دانش آموزان مدرسه

So I lied to my wife that I was going on a business trip.
ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم .

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.
بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی كنجكاوی .

My neighbors said that she died.
همسایه ها گفتن كه اون مرده

I did not shed a single tear.
ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم

They handed me a letter that she had wanted me to have.
اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن

"My dearest son,
I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.
ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،

I was so glad when I heard you were coming for the reunion.
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا

But I may not be able to even get out of bed to see you.
ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم

I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از
دست دادی

As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.
به عنوان یك مادر نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم

So I gave you mine.
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.
برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه

With my love to you,
با همه عشق و علاقه من به تو

Your mother.
مادرت

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:14  توسط مهدی  | 

دردو دل با خدا ( نوشته خودم)

متن زیر دردو دل من با خدای خودمه و اینکه می بینید اینجا گذاشتم تا بخونین واسه اینه که بین شما شاید اون آدمائی که نمیگم از رو عمد اما ناخواسته با حرفاشون به دلم زخم زدن  برای یه لحظه فکر کنن که با یه حرف ساده میتونن دلیو بشکنن و خورد کنن.

اینجا گذاشتم تا اگه یه روزی یه جائی من کسیو رنجوندم  بدونه که پشیمونم و منو ببخشه و دیگه اینه اگه کسی فکر میکنه من آدم مغروریم بدونه که هیچی نیستم و اگه فکر میکنن محبت از یادم میره بدونن که مدام به خودم یاداوریش میکنم  و...

دردو دل با خدا

خدایا تو شاهدی که من از توکمک خواستم تا دستمو بگیری و از زمین بلندم کنی و تو مهربانتر از همیشه بهم لبخند زدی و دستمو گرفتی ...

تو میدونی که چها بر دلم گذشت و تو مرهم رو دلم گذاشتی  تو میدونی که عاجزانه ازت خواستم خوب و سالم زندگی کنم  حتی اگه حرفامو مسخره کنن به خاطر تو تحمل میکنم.

خدایا دنیا دروغه ادماش هزار جورن نمی تونم حق و از باطل تشخیص بدم خودت راهمو نشون بده.

تو میدونی که تمام سعیمو کردم که وفای به عهد کنم اگه لغزشی داشتم تو ببخش.

هزار بار خطا کردمو بخشیدی شرم دارم ازت طلب بخشش کنم اما چون ایمان دارم که بخشنده ای و مهربانترینی  به خودم اجازه میدم تا تو رو به این صفاتت قسم بدم تا منو ببخشی و تنهام نذاری.

خدایا خیلیا عقایدمو و شاید حتی خودمو مسخره کنن خیلی دلمو با زخم زبوناشون داغون کردن ارزوهای نرسیده بهشونو یاداوریم میکنن و مدام میگن چرا....؟؟؟؟

اما تو بهتر میدونی چرا.

مگه نه اینکه موفقیت به اینه که تو از آدم راضی باشی خوب منم دارم تلاش میکنم  انسان باشم  و چون این بیشتر درونیه هیچکی نمیبینه .

خدایا درسته تو دنیا هیچی نشدم اما خداکنه که واسه تو بنده خوبی بشم و در اخرت روسفید بشم .

 خدایا در این دنیا  بهم میگن اگه درس نخونی اگه سر کار نری اگه واسه خودت یار پیدا نکنی اگه بلد نباشی ماشین برونی عقب مونده ای مثلا ما در قرن 21 زندگی میکنیم... و از این حرفا.

خدایا  به کی جز تو شکایت این حرفهارو ببرم.

نمیگم غصه نمی خورم نمی گم حسرت ارزوهای نرسیدمو نمیخورم نمیگم از دیدن آدمائی که در ردیفم بودندو حالا خیلی بالاترن دلم نمیگیره خوب منم آدمم خطاکارم قبول دارم اما چون تو رو دارم تو به دادم میرسی و زود پشیمون میشم و تو یاداورم میشی که به چیزی که هستم و چیزی که دارم قانع باشم و فراموش نکنم که اگه به جائی که هدفم بود نرسیدم دلیلی بود که میدونم تو بهتر میدونی و من به رضای تو راضیم و هر بار که دلم میگیره این دلیلو به خودم یادآور میشم و رضایت تو رو جستجو میکنم تا به دست بیارم.

خدایا هر ادمی قسمتی داره و من به زور از تو هیچی نمیخوام به تو میسپارم تا خودت نصیب و قسمتمو از زندگی بدی  چراکه تو بهترینو قسمت بندت قرار میدی.

خدایا اگر میبینی در برابر خیلی سوالای ازار دهنده سکوت میکنم یا بعضی وقتا هنرهائی که تو بهم دادی براشون سرشماری میکنم همه برای اینه که رهام کنن و با حرفاشون زندگیو برام سخت نکنن.

نه اینکه خدا نکرده بخوام فخر بفروشم که من کسی نیستم و هرچی دارم از تو دارم تو راده کنی میتونی همشو ازم بگیری پس من شاکر تو هستم.

گاهی وقتا از سختی و عذاب قرار گرفتن در جمع این سوالها دلم میخواد هیچکسو نبینم اما گاهی هم میگم تحمل میکنم.

خدایا خیلی وقتا حرفای اشتباهی زدم  و نتونستم منظورمو به ادما درست برسونم خیلی وقتا حرکاتم برعکس جا افتاده خیلی وقتا ادما براشون سوء تعبیر شد حرفام اما تو کمکم کن تا در افکارم در گفتارم و کردارم تو رو سر لوحه قرار بدم تا سنجیده از اب دربیان.

الهی به تو پناه مبیرم از گزندها و وسوسه ها .

نذار عزت و شرف و آبرومون جلوی بنده هات بریزه بهمون عزت و شرف و آبرو ببخش و بهمون رزق و روز پاک و حلال بده که تو رزاق و روزی دهنده هستی و هدایتمون کن  که گمراه و فاسد نشیم.

الهی به هر اونکه میخواد مارو بشناسه تو بشناسمون و هرکیو که ما میخوائیم بشناسیمش تو بهمون بشناسون که تو دانای غیبی.

آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:58  توسط مهدی  | 

تقدیم به ستاره عزیزم

 

آن روزکه توراديدم وبه آن نگاه پرخروشت دل باختم

 

 غربت چشمانت را چه آشنا يافتم 

 

آن نگاه با من غريبه نبود نگاه تو را درامتداد روياهايم ديده بودم

 

 وآن روز که نگاهم به نگاهت پيوند يافت قلب بيمار اما عاشقم به

 

 تپش افتاد

 

ومن زندگي دوباره را با عشق تو يافتم 

 

    اي زندگاني من  اي همه وجود من اي آغاز وپايان من        

 

با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:22  توسط مهدی  | 
تقدیم به ستاره(*)

کاش بر بالایه دروازه ی عشق و دوستی نوشته می شد

سوختن لیاقت می خواهد 

عاشق سوختن می خواهد

عاشق عشق پروانه میخواهد

پروانه عشق شمع روشن می خواهد

عشق روشن تکه تکه کردن کوه می خواهد

کوه تکه تکه شده فرهاد عاشق می خواهد

فرهاد پاکی می خواهد

و پاکی بر دروازه ی دل شیرین نقشی روشن بسته است

دروازه ی عشق و دوستی

پس من می خواهم بر کناره دروازه ی روشن تو تکیه کنم گریه کنم و التماس کنم

چه استوار است تکیه کردن و چه تبسمی دارد گریه کردن و چه لذتی دارد التماس کردن

همگی بر دروازه ی روشن تو نقش بسته

دیگر نمی گویم دوستت دارم می گویم دوست دارم روشنی و پاکی را

  دوستت خواهم داشت

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:0  توسط مهدی  | 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:53  توسط مهدی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:5  توسط مهدی  | 
چشم در راهم ستاره تا بیایی

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته


چشم در راه کسی هستم ، کوله بارش بر دوش

آفتابش در دست ، خنده بر لب

گل به دامن پیروز ، کوله بارش سرشار از عشق و امید

با سلامش شادی ، در کلامش لبخند

از نفس هایش گل می بارد ، با قدم هایش گل می کارد

مهربان ، زیبا دوست ، روح هستی با اوست

قصه ساده است ، معما مشمار

چشم در راه بهاری ، چشم در راه بهار

ستاره من  دوستتدارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:56  توسط مهدی  | 
برای اونیکه خیلی دوسش دارم...

گاهی وقتا انقده دلم برات تنگ میشه که احساس میکنم دارم دق میکنم

تا حالا شده حالت جوری بشه که بفهمی داری دق میکنی

میدونی چقدر مردن برام شیرینه...

من دیگه به گریه کردن عادت کردم

من عاشق گریه کردن شدم...

اگه بدونی چه حس قشنگی هست وقتی...

وقتی برای زیباترین آبی دنیا گریه میکنی...

 

الان داری چی کار میکنی؟

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:4  توسط مهدی  | 
۳ مشکل اساسی خانم ها در رابطه ی جنسی

مجلات ویژه خانم ها اطلاعاتی در اختیار ما قرار می دهد که هیچ کجای دیگر نمی توان یافت. آنها دیدگاهی زنانه را به ما نشان می دهند که اکثر آقایون شناختی از آن ندارند. اینکه خانم ها چطور رفتار و اعمال آقایون را تعبیر می کنند، انتظارات واقعی آنها چیست و خیلی چیزهای دیگر.

هدف سایت مردمان آشنا کردن شما با این بینش جنسی است. مقالات ما برگرفته از نوشته های خانم ها برای خانم هاست، اما با بینشی که برای مردها بسیار باارزش است.

احساسات جنسی او

انکار همسرتان برای هم بستر شدن با شما، هر بار که از او تقاضا می کنید، می تواند دلیلی فراتر از آن سردرد ساختگیش باشد. سایت مردمان به شما کمک می کند با درونی ترین مسائل جنسی خانمتان آشنا شوید تا بتوانید رابطه تان را با او ارتقاء بخشید.

احساس می کنید که نمی خواهید

اگر بگوییم زنان از نظر جنسی موجوداتی بسیار پیچیده هستند، بیراه نگفته ایم. همه می دانند که ارگاسم شدن برای خانم ها خیلی سختتر از آقایون است. در این مقاله می خواهیم به علت این مشکل بپردازیم و به شما نشان دهیم که چطور مثل مردها بتوانید به راحتی از ارگاسم لذت ببرید.

ببینید دقیقاً چه اتفاقی می افتد

فقدان میل جنسی موقتی به این معناست که شما طبیعتاً سکس را دوست دارید اما مدتی است که این میل را در خود نمی بینید. فقدان میل جنسی دراز مدت به این معناست که چند وقتی است که این شور و حرارت در شما از بین رفته است. میل جنسی کم یعنی شما سکس می خواهید اما بدنتان نمی خواهد و از نظر جسمی انگیختگی جنسی مغز را رد میکنید. دستگاه تناسلی شما خشک میماند و حساسیت شما به لمس کردن آن از بین رفته است.

اگر از کاهش میل جنسی رنج می برید، سریعاً به پزشک زنان مراجعه کرده و از او بخواهید یک چک آپ کامل روی شما انجام دهد. علت این مشکل معمولاً جسمی است و به دلایلی مثل جراحی های لگن خاصره مثل بیرون آوردن رحم، بالا بودن فشار خون، کشیدن سیگار، کلسترول بالا، تغییرات هورمونی مثل بچه دار شدن و همچنین استفاده از برخی داروها برمی گردد.

اگر خوب فکر کنید، فقدان میل جنسی موقتی معمولاً از بروز یک اتفاق ناشی میشود. جدا از اتفاقات آشکاری مثل بچه دار شدن، اتفاقات دیگری هم در این زمینه دخیل هستند، مثل استرس، خستگی، مرگ یکی از عزیزان، تنش در رابطه، و هر چیز دیگری که ممکن است باعث ناراحتی شما شده باشد. اگر توانستید آن اتفاق را تشخیص دهید، راه حل مشکل را تقریباً پیدا کرده اید. دلیلش استرس زیاد است؟ به اولویت هایتان دوباره فکر کنید. اگر غصه دار یا عزا دارید، به خودتان زمان بدهید تا بهبود یابید.

اگر یک سال یا بیشتر است که میل جنسی نداشته اید و نمی دانید دلیل آن چه بوده است، آنوقت است که باید بنشینید و یک فکر اساسی کنید. صادق باشید. شاید یکی از مهمترین دلایلی که میل جنسیتان این مدت تحریک نشده این باشد که رابطه تان رابطه ی درستی نیست یا از شریک جنسیتان خوشتان نمی آید. اما خوشبختانه با کمی حرف زدن و آموزش دیدن می توانید این مشکل را  به راحتی از میان بردارید.

آیا ناخودآگاه از سکس خودداری می کنید؟

بیشتر وقت ها واقعیت ناراحت کننده تر این است که مشکل شیوه ی شریکتان نیست، بلکه عدم علاقه شما به اوست. بااینکه راه های زیادی برای حرارت بخشیدن به زندگی جنسیتان وجود دارد، اما اگر واقعاً به طرفتان علاقه مند نباشید شاید نتوان کاری کرد. این شما هستید که باید تصمیم بگیرید در آن رابطه عاری از سکس بمانید یا نه.

سکس می تواند ابزار بسیار عالی برای تهییج روابط باشد. اگر همسر شما همیشه عطش جنسی دارد، رد کردن منبع اصلی لذت او، راضیتان می کند. گاهی اوقات –به ویژه وقتی عصبانی هستید—آگاهانه این کار را می کنید. سایر اوقات اگر واقعاً اذیت شده باشید، اینکار به صورت ناخودآگاه انجام می گیرد. مشکلات جنسی معمولاً فقط به خودِ سکس مربوط می شوند و گاهی می تواند نشانه ی این باشند که رابطه چندان مستحکم نیست.

از جنبه مثبتِ قضیه

این هم به همان اندازه متداول و البته به همان اندازه برای زندگی جنسیتان مخرب است: شما خیلی به شریک جنسیتان نزدیک شده اید. سکس در ابتدای رابطه تان با این فرد چطور بوده است؟ اگر خوب بوده و هنوز هم مجذوب آن هستید، باید بدانید که صمیمیت در رابطه باعث عقب راندن شور و اشتیاق جنسی می شود. تعجب کردید نه؟ اما خوب است بدانید که زوج هایی که معمولاً صمیمی ترین و بهترین رابطه عشق و عاشقی را دارند، بدترین زندگی جنسی را دارند. یکی از مهمترین الزامات تداوم یک رابطه جنسی، تازگی است. اگر آنقدر با طرفتان جور شده اید که همه علایق و سلایقتان باهم یکی شده است، مطمئناً رابطه جنسیتان سخت تر خواهد شد. زوج هایی که خیلی به همدیگر نزدیک نمی شوند و همیشه به خود اجازه می دهند که چیزهای تازه را امتحان کنند و دیدگاهی خاص خود را داشته باشند، همیشه زندگی جنسی بهتری باهم خواهند داشت.

چند نکته دیگر:

دلایل پزشکی را بررسی کنید. قبل از هر چیز برای ارزیابی شیوه زندگی، سلامت عمومی، داروها و سطح هورمون ها، یک مشاوره ی کامل پزشکی انجام دهید.

میل جنسی یک تصمیم است. به خودی خود اتفاق نمی افتد، شما باید باعث شوید که اتفاق بیفتد. مسئولیت انگیزش خود را بپذیرید. ببینید چه چیزهایی باعث تحریک شما می شود و چه چیزهایی میلتان را از بین می برد.

حداقل هفته ای یکبار با همسرتان قرار سکس بگذارید. علاوه بر این یک قرار، سه قرار ملاقات دیگر هم باهم در هفته داشته باشید که بدون انجام سکس داخل اتاق کنارهم باشید. این قرار ملاقات ها را در راس اولویت هایتان قرار دهید. وقتی زمانش فرا می رسد با اشتیاق در رابطه شرکت کنید و خواهید دید که شما هم به اندازه ی او لذت خواهید برد.

همسرتان را متهم نکنید. اگر او می خواهد که به فلان شیوه با شما سکس کند، غر نزنید و شکایت نکنید که چرا وقتی نمی خواهید مجبورید کاری را انجام دهید. درعوض همه ی  تلاشتان را به کار گیرید که از سکس لذت ببرید، همین!

در سکس ارگاسم نمی شوید

مشکل را بررسی کنید

گاهی ممکن است اصلاً و به هیچ عنوان ارگاسم نشوید و گاهی ممکن است بسيار سخت ارگاسم شوید. مشکل شما کدام است؟

چند نکته:

.اطلاعات خود را از بدنتان بیشتر کنید. می توانید از کتاب های آموزشی، به ویژه کتابهایی که درمورد ارگاسم صحبت میکند، استفاده کنید. هرچه اطلاعاتتان درمورد سکس کمتر باشد، اگر زن باشید، ارگاسمتان دشوارتر خواهد بود.

.نمی توانید ارگاسم شوید؟ احتمالاً یک مشکل عمیق روانی برای آن وجود دارد. این مشکل می تواند یک تجربه ی زود هنگام باشد که ضربه ی شدیدی بر شما وارد کرده است اما شما آن را به خاطر نمی آورید. گاهی مغز برخی اطلاعات را که تصور می میکند برای ما دردآور است، از ما پنهان میکند. اما فقط مغزتان نیست که می تواند چیزها را به یاد آورد، بدنتان هم می تواند. اگر فکر میکنید اشکالی در کار است اما مطمئن نیستید که آن چیست، یا به طور کل از سکس احساس ناراحتی میکنید، حتماً با یک روانشناس مشورت کنید.

همسرتان توانايي رساندن شما به ارگاسم را ندارد

باید بگویم که تقریباً %77 خانم ها فکر میکنند که شریک جنسیشان نميتواند آنها را به ارگاسم برساند. حتی آنهایی که این جرات را دارند به طرفشان آموزش دهند که برای ارگاسم شدن آنها چه باید بکنند. اما چرا؟ شاید دلیلش این است که طرفشان نمیتواند به همان مدت طولانی کاری که آنها می گویند را انجام دهد. اما نکته جالب این است که تحقیقات نشان می دهد مردها دوست دارند به آنها بگویید که چه باید بکنند. تنها دلیلی که باعث می شود زود دست از کار بکشند این است که چون ارگاسم خودشان خیلی سریعتر است فکر می کنند که شما هم باید همینطور باشید. باید به آنها بگویید که شاید تا 20 دقیقه هم طول بکشد تا ارگاسم شوید، آنوقت آنها با خیال راحت کارشان را ادامه می دهند.

اگر هنوز هم نمی توانید ارگاسم شوید، می توانم راهکاری به شما معرفی کنم. ابتدا از شریک جنسیتان بخواهيد به تحریک سایر قسمت های حساس بدنتان بپردازد. وقتی هر دوي شما بدانید که می توانید ارضاء شوید، فشار روحی وارد بر شما کمتر خواهد شد. هرچه طرفتان بیشتر با روشی که شما برای سکس کردن می پسندید انس بگیرد، کم کم می توانید از طريق سکس با همسرتان به ارگاسم برسيد. اجازه بدهید او همه ی تلاشش را برای ارگاسم کردن شما بدون استرس به کار گیرد. سعی کنید روش ها و تکنیک ها جدید را بین خود آزمایش کنید تا ببینید کدام برای شما کارآمدتر است.

چند پیشنهاد:

.درمورد سکس مطالعه داشته باشید. کتاب های خوب و مفید بخوانید و از شریک جنسیتان بخواهید که همین کار را بکند.

.با گذاشتن نامی دیگر بر سکس مشروع، آن را عملی طبيعي جلوه دهید تا دیگر عملی زشت و ناشایست را در ذهنتان تداعی نکند.

.نگران اینکه بقیه چه فکری درموردتان میکنند نباشید. همیشه نگران این هستیم که طرفمان چه فکری درموردمان میکند یا اگر مادرمان بفهمد چه فکری می کند. دست ازاین فکرها بردارید. هروقت دیدید ذهنتان درگیر چنین موضوعاتی می شود با آن مقابله کنید.

  • دست از خرده گرفتن بر اندامتان بردارید. بله شما کامل نیستید اما هیچ انسان دیگری هم در جهان وجود ندارد که کامل باشد. با این افکار مقابله کنید. مثل مردها رفتار کنید: وقتی جلوی آینه می ایستید به جای متمرکز شدن روی نقاط ضعفتان، به نقاط مثبتتان بیندیشید 
  • .گذشته ی جنسی خود را بررسی کنید. چه پیامهایی درمورد سکس از والدینتان دریافت کرده اید؟ چه تجربیات دیگری در گذشته داشته اید که امروز بر شما تاثیر گذاشته باشد؟ با یک دوست مطمئن صحبت کنید. با شریک جنسیتان صحبت کنید. و اگر با هیچکدام از اینها دوست نداشتید، با یک متخصص روانشناس مشورت کنید

    موقع سکس کردن، فقط به لحظه حال توجه داشته باشید. روی احساسات آن زمان خود متمرکز شوید. اگر فکر میکنید که ذهنتان به سمت افکار منفی می رود—یا حتی به سراغ کارهایی که باید انجام دهید—به سرعت این افکار را پس بزنید. حتی نباید تمرکزتان بر ارگاسم باشد. فقط باید از آنچه در همان لحظه اتفاق می افتد لذت ببرید

     

     

     

     

     

     

    + نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:14  توسط مهدی  | 

     

     قول میدم وقتی که نیستی عکســــــــــــــــــــــــــــــــتو بقل نگیرم

     

     قول میدم روزی هزاربار واسه اشکــــــــــــات نمیرم

     

     قول میدم وقتی که نیستی پا رو عشــق تو نزارم 

     

     قول میدم در انتظارت چشمام و به در ندوزم

     

    + نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 23:46  توسط مهدی  | 
    سلام

    سلام  ستاره جان  خیلی دلم  برات تنگ شده کجایی چرا نیومدی بابا بیا دلم تنگ شده

    ستاره  دوریه از تو خیلی سخته تا دلم برات تنگ میشه باید اشک بریزم و یا عکست ببینم

    کاش بودی چون دلم گرفته یاد می یاد چه میگفتی.....

    ستاره شبهای من وقتی بارون میاد دلم میگیره که چرا بارون میاد چرا هوا ابریه چون من میخوام عزیزم ببینم ولی تو جات خیلی محکم و دست نخوردنی هستش جای تو قلب من هستش خیلی جای امنی واسه خودت پیدا کردی پس بمون که جای تو اونجا خیلی خوب دوستتدارم ستاره محبوب من

    عزیز دلمیییییییییییییی  سسسسسستاره

    + نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 14:27  توسط مهدی  | 

    عشق                                         بيداد   من

    باختن                  يعني                     لحظه                 عشق

    جان                         سرزمين           يعني                           يعني

    زندگي                                   پاک   عشق                                 ليلي و

    قمار                                           من                                       مجنون

    در                              عشق يعني ...           شدن

    ساختن                                                                                 عشق

    دل                                                                                   يعني

    كلبه                                                                        وامق و

    يعني                                                                   عذرا

    عشق                                                           شدن

      من                                                عشق

     فرداي                                     يعني

      كودك                            مسجد

      يعني               الاقصي

    عشق     من  

    عشق                                         آميختن                                      افروختن

    يعني                                به هم           عشق                              سوختن

    چشمهاي                        يكجا                    يعني                          كردن

    پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

    خون/ درد                                                   بيشمار

      عشق                                   من   

        يعني                            الاسرار   

        كلبه                   مخزن  

             اسرار     يعني

    + نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 13:41  توسط مهدی  | 

    سلام به مقدس ترين نام جهان مادرم نام مقدس تو را بر زبان جاري مي سازم دهانم عطرآگين نامت مي شود

    تو اسوه صبرو پايداري ، عصاره تقوا و استقامتي ، مادرم آنگاه كه پنجره نور به سوي من باز شد من در ميان نگاه ها چشمان آبي تو را ديدم آنگاه كه در گوشم نجواي عاشقانه اذان را مي گفتي من محرابم را سجاده عشقت كردم و تو را الهيه آسماني ديدم. مادرم مي نويسم از مهر و محبت هاي تو كه تو بهتريني زيباتريني تو هماني كه لايق احساسات پاك قلبي من هستي مادر تو شگفتي خلقتي تو لبريز از عظمتي با دلي پاك و عاشقانه برايت مينويسم كه دوستت دارم تو هماني كه همانند پروانه دل سوخته به دورم ميگشتي و پرهايت عاشقانه مي سوخت و آه نميكشيدي من از همان نگاه اول كه گشودم عاشقت شدم و ديوانه وار نگاهت مي كردم بعد از معبودم تو را مي پرستيدم تنها سر پناه لحظه هاي زندگي تو يك عشق واقعي هستي معناي عشق در نام مقدس تو معنا مي شود اي تنها ستاره زندگي ام اي تنها مرواريد اين درياي بزرگ زندگي مي داني چقدر دلتنگ تو هستم شب با هزاران راز با باراني از ستاره مي آيد در زير نور ماه اسمان دلم آغوش گرمت را مي خواهد كه همانند دوران كودكي تو بر بالينم باشي و در آغوش پر از مهر تو همچون قطره اي در درياي وجودت غرق شوم  عطر گلهاي سينه ات را استشناق كنم مادر به كدامين آسمان رفتي مادر مرا در ميان كدامين شب تنها گذاشتي وقت رفتن هميشه نزديك است بي تو جاده هاي زندگي پر از اشتياق اما بي فروغ است فرصتي نيست تا بينديشم شعله شمع رو به خاموشيست لحظه ها را ز ياد خواهم برد اي مادرم تو نيستي اما ياد تو در سينه ام طوفان به پا مي كند .

    اي فرشته نجات لحظه هاي زندگي تو هماني كه شريك لحظه هاي پر از غم وغصه زندگي ام بودي لحظه هايي كه غصه در دل داشتم در دلت دنياي غصه بود لحظه هايي كه غرق شادي بود در دلت غوغاي لبخند و شادي بود مادرم اي شمع فروزان به كدامين آسمان پرواز كردي و مرا در اين جهان فاني تنها گذاشتي مادر دلم دستان پر مهرت كه از همان دوران كودكي با من مهربان بود و مرا به اين نقطه از زندگي رسانده است را مي خواهد تا بر ان بوسه زنم جانم  فدايت دلتنگ لبخند هاي دل نشينت هستم در غم فراقت روز هاست كه مرواريد هاي چشمانم را بر سر مزارت مي ريزم سر بر كدامين شانه بگزارم بگزار تا براي يك بار ديگر بر ان گونه زيبايت بوسه بزنم مي خواهم از تو براي تمام مهربانيت قدرداني كنم هر چه از تو بگويم حتي زيباترين ، بهترين هديه دنيا را به تو بدهم باز ارزشت بالاتر از آنهاست بگذار به خاكت بيفتم و بگريم بگزار باز تو را در آغوش گيرم و درد دل اين قلب شكسته ام از بي تو بودن را برايت بگويم هديه من به تو بوسه اي بر دستان پر مهرت است .

    اي همدم شب هاي بيكسيم رفيق لحظه هاي زندگي ام ياورم و دلدار من تنها سر پناه من تو در جاي جاي ذهن و قلبم هميشه زنده هستي  لطيف ترين گل بوستان هستي تو را براي تمامي عشقت و مهرت و زحماتت سپاس ميگويم هرگز فراموشت نخواهم كرد و هميشه در قلبم هستي

     

     

    اي عشق جاودانه تا ابد دوستت دارم تقديم به  مادرم

     

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 23:18  توسط مهدی  | 
    همسر و نامزد قبلی خود را فراموش کنین.

    جدايي هميشه غم انگيز و دردنـاك اسـت. پـس از يـك دوره سعي تلاش براي كنار زدن كدورتـها و مشـكلات،متاسفانه نتوانستيد به زندگي دركنار هم ادامه دهيد و سايه شوم جدايـي شمـا را از هـم دور كـرده اسـت.مي خواهيد رابطه اي جديد را شروع نموده و بتنهايي خود پايان دهيد. امـا خاطـرات و لـحـظـات با هـم بودن ذهن شما را مشغول كرده و نمي توانيد آنها را از يــادببريد. در اين قسـمت 10 روش بـراي فـرامـوش نمـودن همسر يا نامزد پيشين خود را خواهيد آموخت.

    10- حقيقت را بپذيريد: او رفته است

    بسته به اينكه رابطه گذشته شما تاچه حد جدي بوده،اين مرحله ممكن است نسبت به مـراحـل ديــگر زمــان بيشتري ببرد. به طبع اگر مدتي طولاني با همسر خود زندگي كرده باشـيـد، قبـول ايـن مسئله كه ديگر با همديگر نخواهيد بود بسـيـار مـشـكل تـر اسـت از زمـاني كه مثلا" با نامزدتان حدود 6 ماه در ارتباط بوده باشيد.

    هرقدر سريعتر اين واقعيت كه همسر گذشته شما براي هميشـه رفـته است را بپذيريد، زودتر خواهيد توانست رابطه جديدي را آغاز نماييـد. بـنابرايـن بـه افكـار خود كه در شمـا زمزمه برگشتن و تماس گرفتن دوباره او را ميكنند، التفات ننموده و دست بكار شويد.

    9- افكار خود را بزدائيد

    بايد خود را از صدمات و تنشهاي رابطه پيشين رهايي دهيد. در غير اينصورت اين حالات و احـساسات در رابـطـه جـديد به همراه شما  بوده  و باعث بروز مشكلات زيادي خواهد شد.

    به عنوان مثال ممكن است رفتارهاي نامزد جديدتان را بر اساس روشهايي كـه در مـورد همسر گذشته خود پيش گرفته بوديد، به غلط تعبير و تفسير نماييد. و يا خشم و غضب پنهاني كه نسبت بهمسر قبلي خود در سر داشته ايد را به نامزد كنوني خود روا داريـد. بنابراين بهتر است آن احساسات را از ذهن بيرون نموده و با فكري آزاد رابطه جديدتان را آغاز نماييد.

    8- از اشتباهات خود عبرت بگيريد

    بعد از اينكه از دست احساسات منفي رها شديد، مي تـوانـيد به رابطه گذشته خود به عنوان يك تجربه آموزنده بنگريد. در مورد علت جدايي و ايـنكه چـه چيزي در نهايت باعث ناسازگاري شما شد بينديشيد.

    با اجراي اين مرحله مطمئن خواهيد شد كه ديگر اشتباهات گذشته كه در انتها منجر به جدايي خواهد شد را در رابطه جديدتان تكرار نـخـواهـيـد كـرد و نيز به مـسـائـلـي كـه در سرنوشت رابطه زناشويي شما دخيل هستند، نزديكتر خواهيد شد.

    7- با او صحبت كنيد

    گرچه ممكن است كمي ضد احـساسي بـنظر بـرسـد، امـا خـوب اسـت در مورد نامزد يا همسر گذشته خود با نامزد يا همسر جديدتان صحبت كرده و رمز و راز دل خـود را بيرون بريزيد. به اين ترتيب او مـتـوجه خـواهد شـد كه از كـجا آمده ايد و سخن و اعمال شما را سوء تعبير نخواد نمود.

    با اين وجود در اين كار زياده روي نكنيد چون ممكن است باعث ترساندن نفر جديد شده و مجبور به طي مجدد  اين مراحل گرديد!

    6- با او قطع رابطه كنيد

    آنچه كه عموم افراد با آن اتفاق نظر دارند اين است كه هيچگاه نميتوان همسر يـا نامـزد قبلي را بعنوان "دوستان معمولي" در نظر گرفت و به همين منوال با آنها ارتبـاط داشـت. با اينكه اشخاص خوش بين بر اين باورند كه مي تـوان ارتـبـاط دوسـتـانه خـود را با نامزد پيشين حفظ نمود،افراد واقع بين اعتقادي برچنين رابطه اي ندارند. هميشه مسائل حل نشده اي وجود دارد كه باعث ميشود عشاق سابق به روشهاي عجيبي رفتار كنند.

    5- عكس او كنار بگذاريد

    هر نوع خاطره بجا مانده از او نظير عكسها، نامه ها، لباسها، جواهرات بدلي و چيزهاي ديگري كه شما را به ياد او مياندازد را جمع آوري نموده و دور بريزيد. اگر اهـل دور ريـختن  نيستيد، آنها را در يك كارتن گذاشته و در كمد يا انباري قرار دهيد.

    4- مكانهاي محبوب جديدي پيدا كنيد

    سعي نكـنـيد با نامزد جديد خود بـه هـمان رستوران يا پاركي كه با همسر گذشته خود ميرفتيد، سربزنيد. چون اين باعث ميشود بجاي اينكه حواستان به نامزد جديدتان باشد به ياد همسر قبلي خود بيفتيد.

    بهترين كار اين است كه محلهاي تفريحي جديدي انتخاب كنيد كه تا به حـال نـرفـتـه ايد. چه كسي مي داند؟ شايد آن محل جديد تبديل به پاتوق شما شود.

    3- نامزد جديد خود را به دوستان و خانواده خود معرفي كنيد

    معرفي نامزد جديد به دوستان و خانواده باعث مي شود تا بتوانيد سريعتر همسر قبلي خود را فراموش كنيد. هنگاميكه آنها شروع به درنظر گرفتن شما به عنوان دو يـار جـديـد نموده و فردي كه عادت به بودن با او داشتيد را از ياد مي بـرند، شـمـا نـيـز همين كار را آسانتر انجام خواهيد داد.

    2- مقايسه نكنيد

    نامزد يا همسر جديد خود را از هيچ لحاظ (شكل، قيافه، وزن، استعداد،... ) با همسر يا نامزد قبلي مقايسه نكنيد.

    1- يگانگي او را تحسين نماييد

    درعوض روي آن چيزي هايي كه باعث تمايز نامزد جديدتان ميگردد، تمركز كنيد. چه چيز استثاني دارد؟ چـه كـاري مـيتواند انجام دهد كه ديگران از آن عاجزند؟ با پاسخ گفتن به اين سؤالات خواهيد توانست خـصـيصـه هاي كه باعث عشق ورزيدن شما نسبت به او ميشود را دريافته و آنها را هميشه مورد تحصين قرار دهيد.

    با دنبال نمودن اين 10 مرحـله نـه تـنـها مي توانيد نامزد يا همسر قبلي خود را فراموش كنيد، بلكه در موقيعيتي قرار خواهيد گرفت كه از همراهـي نامزد جديدتان نهايت لذت را ببريد. پس شروع كنيد.

    من هم برای شما همه عزیزان آرزوی سلامتی نشاط و خوشبختی را دارم .امیدوارم همیشه ایام از زندگی تان لذت ببرین.

    منتظر نظرات و پیشنهادات شما عزیزان هستم.

     

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:24  توسط مهدی  | 
     سکس در زندگی زناشویی

    مایه رنجش آنهاست. زن و شوهر هایی که از بیان احساسات خود عاجز هستند نمی توانند در رابطه عشقی خود پیشرفت کنند و ارتباط آنها در همان مرزهای شهوانی باقی می ماند و فراتر از آن نخواهد رفت. آنها ممکن است برای سالیان دراز در همان حدود اولیه باقی مانده و ارتباط جنسی خود را همیشه با ترس نپذیرفته شدن ادامه دهند.

    درگفتگوهای باز و عاشقانه هر یک از افراد می تواند به راحتی خواست ها و نیازهای خود را در راه رسیدن به ارضای جنسی بی پرده بیان کند. این امر به رابطه شما، انرژی و نیرویی تازه می بخشد و روحیه ای در شما ایجاد می کند که هر روز پیش از گذشته طرف خود را بخواهید. بنابراین سعی کنید راههای متفاوت راضی کردن همسر خود را در این نوع ارتباطات پیدا کنید.

    زوج هایی که در این زمینه موفق هستند، اگر چندین فرزند هم داشته باشند باز هم می توانند به راحتی وقت خاصی را برای این امر اختصاص دهند حتی اگر فرزندان آنها بسیار کوچک بوده و نیاز به حمایت و مراقبت بیشتری داشته باشند.

    زوج های کاردانی که از داشتن سکس با یکدیگر لذت می برند تا هشتاد، نود سالگی نیز از هم خسته نمی شوند. آنها تغییراتی که در اندام های جنسي شان به دلیل بالا رفتن سن ایجاد می شود را به راحتی می پذیرند. مردهایی که پا به سن می گذارند شاید در رسیدن به نعوذ و نگه داشتن آن با مشکل مواجه شوند و خانم ها نیز دچار خشکی مهبل می شوند. زوج های بالغ، که از نظر احساسی به هم نزدیک بوده و همدل می باشند به راحتی می توانند تغییر در نیازهای یکدیگر را درک کنند. آنها همدیگر را در آغوش می گیرند و عواطفشان را با یکدیگر در میان می گذارند و برای هم به منزله قوت قلب هستند. نیازها و خواست های این دسته از افراد برای طرف مقابل کاملا روشن است.

    این راهها، روش های اثبات شده ای برای بازگرداندن علاقه و احساس به زندگی مشترک شما می باشد:

    • اولویت بندی: برقراری ارتباط جنسی را اولین اولویت خود قرار دهید و هیچ گاه آنرا به "بعدا" موکول نکنید. اجازه ندهید حضور بچه ها و یا مسائل کاری مانع انجام دادن این کار شود.
    • زمان: برای معاشقه زمان بگذارید یا به عبارت دیگر برای این کار زمان به وجود آورید. بر روی علایق خود تمرکز کنید و وقت مناسبی را صرف بازسازی اعتماد و علاقه طرف مقابل نسبت به خودتان کنید.
    • لمس کردن: دست زدن نشان دهنده عشق ورزیدن است. دستهایتان را به دست یکدیگر بسپارید، با ملایمت هم را در آغوش بگیرید و همدیگر را ببوسید. به هم به حمام بروید و دوش بگیرید.
    • عشق: ایجاد فضای رمانتیک، بوس و کنار، و عشوه گری از مواردی هستند که کیفیت رابطه جنسی را بالا می برند.
    • بازی: هیجان داشته باشید، با هم شوخی کنید و راههای جدید را در سکس کشف کنید.
    • صحبت: احساسات و خواست های خود را با یکدیگر در میان بگذارید، در مقابل گفته های او از خود واکنش نشان داده و دوباره از نو خود را نیرومند سازید.
    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:33  توسط مهدی  | 
    کاش وقتی زندگی فرصت دهد
     گاهی از پروانه ها یادی کنیم
    کاش بخشی از زمان خویش را
    وقف قسمت کردن شادی کنیم
    کاش وقتی آسمان بارانی ست
    از زلال چشم هایش تر شویم
    وقت پاییز از هجوم دست باد
    کاش مثل پونه ها پر پر شویم
    کاش وقتی چشم هایی ابریند
     به خود اییم و سپس کاری کنیم
    از نگاه زرد گلدانهایمان
    کاش با رغبت پرستاری کنیم
    کاش دلتنگ شقایق ها شویم
    به نگاه سرخ شان عادت کنیم
    کاش شب وقتی که تنها می شویم
    با خدای یاس ها خلوت کنیم
     کاش گاهی در مسیر زندگی
    باری از دوش نگاهی کم کنیم
    فاصله های میان خویش را
    با خطوط دوستی مبهم کنیم
    کاش با چشمانمان عهدی کنیم
    وقتی از اینجا به دریا می رویم
     جای بازی با صدای موج ها
    درد های آبیش را بشنویم
    کاش مثل آب مثل چشمه سار
    گونه نیلوفری را تر کنیم
    ما همه روزی از اینجا می رویم
    کاش این پرواز را باور کنیم
    کاش با حرفی که چندان سبز نیست
    قلب های نقره ای را نشکنیم
    کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
    چشم های خفته را رنگی زنیم
    کاش بین ساکنان شهر عشق
    رد پای خویش را پیدا کنیم
     کاش با الهام از وجدان خویش
    یک گره از کار دل ها واکنیم
    کاش رسم دوستی را ساده تر
    مهربان تر آسمانی تر کنیم
    کاش در نقاشی دیدارمان
    شوق ها را ارغوانی تر کنیم
    کاش اشکی قلب مان را بشکند
    با نگاه خسته ای ویران شویم
    کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند
    ما به جای ابر ها گریان شویم 
    کاش وقتی آرزویی می کنیم
     از دل شفافمان هم رد شود
    مرغ امین هم از آنجا بگذرد
     حرفهای قلبمان را بشنود

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:20  توسط مهدی  | 
    تقدیم به ستاره

    نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
    نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي


    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:6  توسط مهدی  | 
    تقدیم به ستاره عزیز


     

    با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه...با خبر باش

     که من غرق گناهم هر شب

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 12:31  توسط مهدی  |